بنام خدا
چرا بنام خدا
چرا هاشمی ؟!
اولین بار او را از صفحه تلویزیون دیدم، امام نشسته بود و او متن حكم نخست وزیردولت موقت انقلاب كه از سوی حضرت امام (ره) صادر شده بود را می خواند. برایم جذاب بود این چهره كیست؟
با نام او آشنا شدم
هاشمی رفسنجانی
بعدها وقتی كه كینه توزان انقلاب با زبان گلوله سرمایه های انقلاب را نشانه رفتند، بعد از مطهری نوبت به او رسید و امام وقتی كه خبردار شدند فرمودند نهضت زنده است چون هاشمی زنده است ... بعدها او را در میادین جنگ دیدم. او جانشین فرماندهی كل قوا بود و ضمن اداره مجلس در مقام ریاست آن، حضور مستمر در میادین نبرد نیز داشت. حضورش روحیه بخش همه رزمندگان بود. درایت و هوشمندی او و اعتمادش به جوانان رشید این مرز و بوم از خود گذشتگی دلاوران این آب و خاك حماسه های بزرگی را در تاریخ دفاع مقدس رقم زد ...
هـاشمی
از جمله مردان انقلاب بود كه جوانان را جداً باور داشت، نگاهی به سن و سال فرماندهان جنگ بیندازید تقریباً بخش عمده فرماندهان یگانهای سپاه پاسداران زیر سی سال بودند.
جنگ به پایان رسید و مردی باتجربه برای كار نیاز بود... باز همه نگاهها متوجه هاشمی شد...
و او آمد ...
سازندگی آغاز شد، با تمام كاستیها، مشكلات، تحریمهای جهانی، اشكالات و انتقاداتی كه به هشت سال دولـت او وارد است نباید این نكته را فراموش كنیم كه ما از یكی از طولانی ترین جنگ های چند قرن اخیر خارج شده بودیم و بعید نیست كه در اجرای برخی از پروژه ها به كسانی از افراد جامعه فشار وارد شده باشد این دوران نیز سپری شد و هاشمی دولت را به رئیس جمهور دیگر سپرد و خود به حكم مقام معظم رهبری ریاست مجمع تشخیص مصلحت را به عهده گرفت.
راستی مگر ریاست مجمع تشخیص چه چیزی كم داشت كه هاشمی خود را برای ریاست جمهوری نامزد كرد. او كه تجربه مجلس ششم را داشت، او و ما بیاد داریم كه چگونه ناجوانمردانه چهره او را تخریب كردند و در آن ایام چه ها كه ناروا به او نگفتند...
آیا او نمی دانست باز مورد حملات شبنامه ها، تهمت ها قرار خواهد گرفت.
ولی او سرباز انقلاب است.
سرباز باید آماده فداكاری باشد، سرباز یك روز با گلوله مورد هدف قرار می گیرد و یك روز با تهمت و شایعه. امروز گلوله كاربرد ندارد، پس مخالفان چه باید كنند؟ سلاح شایعه!!
آیا هاشمی بدنبال مقام است؟! مگر مقام ندارد؟ آیا ریاست مجمع تشخیص مصلحت موقعیت كمی است یا هدفی جز خدمت دارد؟
آیا فكر نمی كنید حدود دو ماه قبل هاشمی خطر را احساس و خود را فدا كرد تا بتواند در شرایط حساس وظیفه سربازی انقلاب را به خوبی انجام دهد.
هاشمی ؟!
اولین بار او را از صفحه تلویزیون دیدم، امام نشسته بود و او متن حكم نخست وزیردولت موقت انقلاب كه از سوی حضرت امام (ره) صادر شده بود را می خواند. برایم جذاب بود این چهره كیست؟
با نام او آشنا شدم
هاشمی رفسنجانی
بعدها وقتی كه كینه توزان انقلاب با زبان گلوله سرمایه های انقلاب را نشانه رفتند، بعد از مطهری نوبت به او رسید و امام وقتی كه خبردار شدند فرمودند نهضت زنده است چون هاشمی زنده است ... بعدها او را در میادین جنگ دیدم. او جانشین فرماندهی كل قوا بود و ضمن اداره مجلس در مقام ریاست آن، حضور مستمر در میادین نبرد نیز داشت. حضورش روحیه بخش همه رزمندگان بود. درایت و هوشمندی او و اعتمادش به جوانان رشید این مرز و بوم از خود گذشتگی دلاوران این آب و خاك حماسه های بزرگی را در تاریخ دفاع مقدس رقم زد ...
هـاشمی
از جمله مردان انقلاب بود كه جوانان را جداً باور داشت، نگاهی به سن و سال فرماندهان جنگ بیندازید تقریباً بخش عمده فرماندهان یگانهای سپاه پاسداران زیر سی سال بودند.
جنگ به پایان رسید و مردی باتجربه برای كار نیاز بود... باز همه نگاهها متوجه هاشمی شد...
و او آمد ...
سازندگی آغاز شد، با تمام كاستیها، مشكلات، تحریمهای جهانی، اشكالات و انتقاداتی كه به هشت سال دولـت او وارد است نباید این نكته را فراموش كنیم كه ما از یكی از طولانی ترین جنگ های چند قرن اخیر خارج شده بودیم و بعید نیست كه در اجرای برخی از پروژه ها به كسانی از افراد جامعه فشار وارد شده باشد این دوران نیز سپری شد و هاشمی دولت را به رئیس جمهور دیگر سپرد و خود به حكم مقام معظم رهبری ریاست مجمع تشخیص مصلحت را به عهده گرفت.
راستی مگر ریاست مجمع تشخیص چه چیزی كم داشت كه هاشمی خود را برای ریاست جمهوری نامزد كرد. او كه تجربه مجلس ششم را داشت، او و ما بیاد داریم كه چگونه ناجوانمردانه چهره او را تخریب كردند و در آن ایام چه ها كه ناروا به او نگفتند...
آیا او نمی دانست باز مورد حملات شبنامه ها، تهمت ها قرار خواهد گرفت.
ولی او سرباز انقلاب است.
سرباز باید آماده فداكاری باشد، سرباز یك روز با گلوله مورد هدف قرار می گیرد و یك روز با تهمت و شایعه. امروز گلوله كاربرد ندارد، پس مخالفان چه باید كنند؟ سلاح شایعه!!
آیا هاشمی بدنبال مقام است؟! مگر مقام ندارد؟ آیا ریاست مجمع تشخیص مصلحت موقعیت كمی است یا هدفی جز خدمت دارد؟
آیا فكر نمی كنید حدود دو ماه قبل هاشمی خطر را احساس و خود را فدا كرد تا بتواند در شرایط حساس وظیفه سربازی انقلاب را به خوبی انجام دهد.
نوشته شده توسط ALI در چهارشنبه 2 شهریور 1384 و ساعت 12:08 ق.ظ
<امام به سردمداران جریان قشری و متحجر حتی یك حكم حكومتی هم نداد
طه هاشمی:
امام به سردمداران جریان قشری و متحجر حتی یك حكم حكومتی هم نداد
عاشقان امام(ره) اجازه ندهند جریان جزماندیش همهی میراث ایشان را مصادره كند
دردناك است؛ راهزنان عرصه فكر، اندیشه و طبقه متظاهر به دین، ولی جاهل - كه نان دینداری مردم را خوردند و از جهالت مردم سوءاستفاده كردند و به قول شهید مطهری برای آن كه مردم را در جهل نگه دارند و به نام دین پرده روی عیب خود بكشند و با سلاح دین، دانشمندان را بكوبند و از صحنه رقابت خارج كنند مردم را از علم و مظاهر پیشرفت جامعه بشری به عنوان آن كه با دین در منافات است میترسانند- پا جای پای اصحاب كلیسا آن هم كلیسای قرون وسطی گذاشته و محتوای پیشرفته و آیین نورانی قرآن را كه در هر عصر و زمانی برای نیازهای بشر پاسخگوست به گونهای معرفی میكنند كه جز در جا زدن و پسرفت، نمود دیگری نداشته است و برای حفظ موقعیت دنیایی خود با دین كامل و بدون نقص خدا آن میكنند كه دیگران در قرون وسطی در غرب كرده و نتیجهی شوم آن را دیدند. صاحبان كلیسا در قرون وسطی بر اینها برتری دارند، چون آنها از آیین مسخ و تحریف شده علیه علم و مظاهر و مصادیق توسعه و پیشرفت استفاده كردند، اما اینها دینی را دستاویز قرار داده و با اتكای به آن به جنگ علم و تمدن آمدهاند كه جوهره و پیام اصلی آن اتكای به علم و پیشرفت است.
نوشته شده توسط ALI در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 11:08 ق.ظ
هاشمی رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نطام جمهوری اسلامی در واکنش به فشارهای فزاینده کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا بر رژیم ملاها به تهدیدهای تروریستی متوسل شد و گفت « زمانی ترورها با گلوله و شمشیر انجام می شد ، امروز با اتوموبیل پر از بمب ، فردا با هواپیماهای پر از مواد منفجره و بدتر از آن مکن است روزی با انفجار هسته ای یا میکروبی انجام شود. »
رفسنجانی گفت « مردم شرارتها و ظلم ها را می بینند و برای حل مشکلات خود تلاشهای سیاسی انجام می دهند اما اگر این تلاش ها موثر واقع نشد و از طرف دشمن به آنها ضربه خونین وارد شد ، مردم نیز پاسخ دشمنان را با خون خواهند داد
نوشته شده توسط ALI در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 12:08 ق.ظ
<آینده سیاسی هاشمی رفسنجانی پس از شکست در انتخابات
همیشه از اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان مرد قدرتمند نظام جمهوری اسلامی یاد شده و از قدرت او در پشت پرده تصمیمات در ایران ، افسانه ها ساخته اند.
حتی گروهی از تحلیل گرانی که خود را در ارزیابی مسایل ایران خبره می دانند، در تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران تا آن جا پیش رفتند که همه تحولات کوچک و بزرگ هفته های اخیر، از رد صلاحیت مصطفی معین گرفته تا حضور محمود احمدی نژاد در دور دوم را سناریوی از پیش طراحی شده آقای رفسنجانی برای رسیدن به ریاست جمهوری با رای بالا دانستند.
"اعتدال اسلامی" پس از شکست
آقای رفسنجانی، مردی که گفته می شد همه چیز در ایران در کف قدرت اوست، اکنون در شرایطی قرار گرفته که حتی نمی تواند نسبت به تقلب در آرای خود، شکایت کند و امیدوار نیست که اگر هم این کار را بکند، شکایتش به جایی برسد.
او تنها زبان به شکوه گشوده و گفته است که از تقلبهای سازمان یافته انتخاباتی شکایت به خدا خواهد برد .
آقای هاشمی در عین حال، درصدد تشکیل یک جبهه سیاسی با نام " اعتدال اسلامی" نیز هست. اما آینده سیاسی آقای رفسنجانی رادر کجا باید جست وجو کرد. آیا بانتایجی که از این انتخابات به دست آمد، دوران هاشمی رفسنجانی را می توان تمام شده دانست؟
غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی، که پس از سال ها سکوت سیاسی در این انتخابات به نفع آقای رفسنجانی وارد گود شد، معتقد است که چنین نیست.
او می گوید: اعتماد همه گروه های اصلاح طلب، فرهنگی و ملی و حتی برخی از گروه های محافظه کار، به ویژه دربین روحانیون، به آقای رفسنجانی در دور دوم انتخابات می تواند سبب شود که آقای هاشمی از این پس نقشی پر رنگ تر را در صحنه سیاسی ایران بازی کند.
رای ده میلیونی آقای رفسنجانی هم، به اعتقاد طرفدارانش پشتوانه خوبی برای او خواهد بود.
اما برای کسی که ۲۵ سال است به عنوان یکی از ستون های جمهوری اسلامی شناخته می شود و بسیاری هر آنچه را که در این نظام اتفاق افتاده، از چشم او می بینند، وضعیت پیش آمده نمی تواند، خوشحال کننده باشد؛ شکست از شهرداری که تایک ماه پیش کمتر نامی از او شنیده می شد.
علاوه بر آن، چنانکه عباس عبدی، روزنامه نگار و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت معتقد است، اجماع گروههای اصلاح طلب بر آقای هاشمی در دور دوم انتخابات، از روی ناچاری انجام شده و اجماع بر آقای رفسنجانی، در واقع اجماع علیه آقای احمدی نژاد بوده است.
ماندن در سرای قدرت
اما در عرصه ساخت اجتماعی و سیاسی یک جامعه، قدرت درحال چرخش است و به گونه ای متفاوت از ساختار حکومتی تعریف می شود.
میزان آرای یک فرد می تواند نشانه مقبولیت یا محبوب نبودن فرد باشد. به لحاظ سیاسی نیز در ایران با توجه به یک دست شدن مجموعه حکومت در بین نهادهای قدرتمندی چون رهبری، شورای نگهبان، نهادهای نظامی، مجلس و ریاست جمهوری در دستکم چهار سال آینده، درمورد تداوم حضور قدرتمند آقای رفسنجانی در "سرای قدرت درایران" تردیدهایی وجود دارد.
چنان که عباس عبدی معتقد است که کار آقای رفسنجانی در ساخت اجتماعی قدرت در ایران "تمام شده" است.
کاهش میزان آرای آقای رفسنجانی که ازدور دوم انتخاب شدنش به عنوان رییس جمهور در سال ۱۳۷۲ آغاز شده بود، درجریان انتخابات مجلس ششم به اوج خود رسید و در انتخابات اخیر هم، شکست با فاصله چشمگیر هفت میلیونی، شاید نقطه پایانی بود بر فعالیت انتخاباتی این روحانی ۷۲ ساله.
در جریان انتخابات مجلس ششم ، آقای هاشمی که از سوی محافظه کاران و نیز کارگزاران سازندگی حمایت می شد، نتواست بالاتر از رده سی ام منتخبان تهران قرار بگیرد.
گرچه بعدا شورای نگهبان با تغییر دادن نتایج، نام آقای هاشمی را در جایگاهی بالاتر در فهرست نمایندگان تهران گنجاند. اما در آن زمان که دوره طلایی اصلاح طلبان در جذب آرای مردم بود و آقای هاشمی به عنوان مسوول خشونت ها علیه دگر اندیشان و مظهر ریخت وپاش های دولتی معرفی شده بود، او ترجیح داد که به مجلس نرود و از جایی بالاتر یعنی در"مجمع تشخیص مصلحت"، بر تصمیم گیری ها نظارت داشته باشد.
آن زمان با وجود این شکست، کسی از کاهش قدرت آقای هاشمی سخن نگفت، چرا که این تصور وجود داشت او ومجموعه نهادهای محافظه کار دریک سوی تحولات قرار دارند و قدرت همچنان در کف آقای هاشمی است.
به ویژه آن که در همان دوره، چند منتقد سرسخت آقای هاشمی، از جمله اکبرگنجی و عباس عبدی به زندان افتادند و او در سخنرانی هایش از این اقدامات و نیز بسته شدن روزنامه هایی که غالبا منتقدش بودند، حمایت کرد.
اما اکنون در مورد "همچنان قدرتمند بودن " آقای رفسنجانی در ساختار سیاسی قدرت در ایران پرسش هایی مطرح است.
"بازسازی" یک چهره
آقای عبدی که پیش از انتخابات دور دوم ریاست جمهوری به آقای هاشمی توصیه کرده بود به دلیل احتمال شکست، از انتخابات کناره بگیرد، می گوید که در ساخت سیاسی قدرت هم، کار آقای هاشمی را تمام شده باید دانست، مگر این که خود او بخواهد برای بازسازی چهره اش تصمیم بگیرد و کاری اصلاح طلبانه انجام دهد.
در عین حال آقای عبدی می گوید که با شناختی که از آقای هاشمی وجود دارد، او را اهل این گونه اقدامات نمی بیند.
اما محمد عطریان فر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی می گوید که آقای رفسنجانی نمی تواند رفتاری ساختار شکنانه، نظیر مهدی کروبی داشته باشد. چون خود در درون نظام قدرت در ایران است .
او معتقد است که آقای رفسنجانی قصد دارد در چارچوب قدرت در ایران باقی بماند و اقدامات اصلاح گرانه را از آن طریق پی گیری کند.
بازی بزرگان
سوی دیگر آینده سیاسی آقای رفسنجانی ، رابطه او با آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی است.
از مدت ها پیش از انتخابات، موضوع اختلاف نظر آقای هاشمی با آقای خامنه ای در مورد حضورش در انتخابات در ایران مطرح بود و آقای خامنه ای در چند سخنرانی اش از ضرورت انتخاب یک رییس جمهور با نشاط سخن گفت و نشاط را از ملزومات جوانی دانست .
از این سخنان، چنین تعبیر شد که او با آمدن آقای رفسنجانی مخالف است و این تعبیر که به دفعات از سوی اصولگرایان مطرح شد، هیچ گاه تکذیب نشد تا شایعات در مورد مواجهه این دو چهره اصلی قدرت در ایران بالا بگیرد.
آقای رفسنجانی خود این اختلافات را رد کرده و آقای خامنه ای نیز در روز های اخیر پس از اعلام آرای انتخاباتی، به دفعات از آقای هاشمی دلجویی کرده است .
اما انتشار دو بیانیه از سوی آقای هاشمی در اعتراض به تقلب های گسترده سازمان دهی شده در انتخابات و متهم کردن ضمنی شورای نگهبان به همراهی با روند تقلب ها، از یک سو و حمایت آقای خامنه ای از روند انتخابات و سالم دانستن آن از سوی دیگر، نکات روشنی است که نشان می دهد بین این دو نفر دست کم در این مورد همسویی وجود ندارد.
از این روست که احمد سلامتیان، نماینده پیشین مجلس و تحلیل گر مسایل ایران در پاریس، برخلاف نظر عباس عبدی معتقد است که هنوز آقای رفسنجانی در بازی شطرنج قدرت در ایران، مهره ها ی بسیاری برای خود دارد و باتوجه به کم تجربگی رییس جمهور جدید و مشکلات عدیده داخلی و خارجی ایران، آقای خامنه ای نمی تواند از پس گرفتاری ها و کشمکش های پیش رو برآید و به همین دلیل، باز نقش آقای رفسنجانی به عنوان "حل کننده بحران ها" در ماه ها و سال های آتی پررنگ تر خواهد بود.
به ویژه آن که به اعتقاد آقای سلامتیان با توجه به کناره گیری مهدی کروبی از ساختار قدرت حاکم بر ایران و نیز حمایت دیگر روحانیون بلند پایه قم از آقای هاشمی، اکنون اردوی رهبر جمهوری اسلامی خلوت تر از گذشته شده است.
به هر حال اکنون آن چه بیش از هر چیز دیگری روشن است، آن است که آقای رفسنجانی با تشکیل یک جبهه سیاسی جدید و نیز حفظ موقعیت اش در"سرای قدرت در ایران" قصد بازنشستگی سیاسی ندارد، اما این که به کجا و چگونه می رود، هنوز روشن نیست
نوشته شده توسط ALI در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 12:08 ق.ظ
<خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی توسط علی اکبر هاشمی رفسنجانی
اطلاعات پراکنده نشان می دهد که در روزهای پایانی عمر آیت الله خمینی، میان احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی تفاهمی بر سر تعیین آقای خامنه ای به عنوان ولی فقیه و جانشین آقای خمینی وجود داشت و آیت الله خمینی که تنها ساعت هائی چند در شبانه روز به هوش و حاضرالذهن بود، این دو را به حضور می پذیرفت و به آن ها تاکید فراوان داشت که این دو و سه تن اختلاف نکنند و مانع از آن شوند که دیگران آنان را به اختلاف بکشانند. احمد خمینی که در ماه های پایانی عمر خود به شدت از روند امور ناراضی بود و به نوعی عزلت تن داده و جز با اصرار خانواده و هاشمی رفسنجانی در مجامع ظاهر نمی شد، برای کسانی که به دیدار او می رفتند بارها فاش گفت که در روزهای آخر مقدمات لازم برای حضور خامنه و هاشمی را بر بالین پدر آماده می کرد ولی خود علاقه ای به شرکت در آن مجلس نداشت. اما به گفته وی مضمون این جلسات ابراز نگرانی امام برای آینده جمهوری اسلامی با درگیری و اختلاف بین آن دو بود. این جمله از احمد خمینی نقل شده است که از زبان پدرش شنیده که " من روزگاری در پی وحدت کلمه همه مردم بودم اما اینک تا آن جا عقب نشینی کرده ام که وحدت کلمه شما دو تن را می خواهم که اگر به هم خورد همه چیز جلسه داغ مجلس خبرگان که بلافاصله بعد از رگذشت رهبر افسانه ای انقلاب اسلامی تشکیل شد، اولین سخنران هاشمی رفسنجانی بود که در آن لحظه مقتدرترین فرد کشور قلمداد می شد. وی با لحنی تحبیب و تهدید آمیز به اعضای خبرگان هشدار داد که شرایط عمومی کشور فوق العاده در خطرست و او توصیه می کند که از این سالن خارج نشوند تا تکلیف رهبری کشور را تعیین کنند و نگذارند از یک صبح تا عصر خلاء رهبری بیش تر طول بکشد. مجموعه این امور با فعالیت شدید هاشمی ثمر داد و در حالی که در مجلس از سه تن دیگر هم برای جانشینی آقای خمینی نام برده شد [آیت الله گلپایگانی، موسوی اردبیلی و احمد خمینی] اما سرانجام پیشنهادی که هاشمی رفسنجانی، مهدوی کنی و احمد خمینی بر سر آن توافق داشتند به تصویب رسید و عصر روز اعلام درگذشت آیت الله خمینی، آقای علیبه هم خواهد خورد". خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی توسط خبرگان رهبری برگزیده و به مردم معرفی شدد.
نوشته شده توسط ALI در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 12:08 ق.ظ
<آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران
--------------------------------------------------------------------------------
آیت الله هاشمی رفسنجانی امروز در خطبه های نماز جمعه تهران گفت : افراد خشك مقدس و بیاطلاعی هستند كه هنوز حرف میزنند و فكر میكنند كه ما اسلامی نیستیم و این از غلطهای القایی دشمنانی است كه میخواهند محتوای انقلاب ما را زیر سوال ببرند و گذشته را معیوب كنند؛ اینها آیندهای نخواهند داشت، جز اینكه گذشته را از دست بدهیم.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی " هاتف " رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: برای اجرایی كردن سند مهم چشمانداز 20 سالهی كشور ، با توجه به شرایط موجود هدف و زیربناهایی را در نظر گرفتهایم؛ در این سند مشخص شده است كه در مدت 20 سال آینده ایران باید تبدیل به یكی از كشورهای پیشرفتهی دنیا شود و در منطقه، اولین و پیشرفتهترین كشور باشد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی اكبر هاشمی رفسنجانی خطیب نماز جمعهی تهران با اشاره به مجموعهی احكام و الزامات مطرح شده و نیز زیربناهای موجود در سند چشمانداز 20 سالهی كشور افزود : كسانی كه - چه در داخل و چه در خارج - از ابتدا با انقلاب اسلامی مخالف بودند، برای اینكه نگذارند این سند چشمانداز محقق شود، تجهیز میشوند. مطمئنا كفر جهانی مایل نیست كه در دنیای اسلام یك كشور اسلامی كه مبنای خود را اسلام قرار داده و تصمیم گرفته به عنوان كشوری كه با مقررات اسلامی میخواهد زندگی كند و جمهوری اسلامی باشد، به عنوان الگوی زندگی در عصر حاضر دنیا مطرح باشد. این مسالهی مهمی است كه امپریالیسم به راحتی از آن نخواهد گذشت.
وی خاطرنشان كرد: اگر ثابت شود كه اسلام و قرآن - كه سند مهم مسلمانان و محكمترین سند بین خدا و مردم است - میتواند در عصر انفجار علم برای زندگی بشر الگو باشد، مهمترین اتفاق تاریخ خواهد بود. در زمان پیغمبر اكرم(ص) این كار شروع و در دوران اوج پیشرفت دنیای اسلام، تمدن اسلامی عرضه شد، اما به دلیل برخی اشكالات، این تمدن به اسلام ناب تبدیل نشد. امروز هم خداوند خواسته است كه این مساله در شرایط جدید و در شرایط انفجار اطلاعات - كه دنیا كاملا بههمپیوسته و مربوط است - بار دیگر در این قطعهی تاریخ و با این سرفصل مهم مطرح شود. خداوند این توفیق را به ایرانیان، روحانیت ایران و امام بزرگوارمان و نیروهای پیشتاز جهاد در راه خدا داد كه سربازان این مسیر بسیار عظیم باشند.
خطیب نماز جمعهی تهران تصریح كرد: شاید ما كه در ناز و نعمت اسلام زندگی میكنیم، توجه نداشته باشیم، اما چشمهای محافل سیاسی، فكری و فلسفی دنیا متوجه این رویداد مهم است و روی این پدیده به شدت كار میكنند و آن را به صورت یك انقلاب معمولی در یك كشور عادی نمیبینند.
وی خاستگاه جغرافیایی این انقلاب را در معطوف شدن نگاه جهان به آن موثر دانست و خاطرنشان كرد: ایران در نقشهی جغرافیایی دنیا قلب این كرهی خاكی را گرفته و از لحاظ منابع طبیعی و امتیازات جغرافیایی، بهترین امتیازات را دارد. از لحاظ مكتبی نیز بهترین مكتب تجربه شدهی دنیا یعنی مكتب اهل بیت را دارد كه وثیقترین ارتباط را با مبدا وحی در اختیار دارند و به ما هدیه كردهاند. مردمش نیز با چند هزار سال سابقهی تمدن عظیم، ظرفیت انسانی تحمل چنین حركت تاریخی را دارند.
هاشمی رفسنجانی با بیان این كه باید توجه داشته باشیم كه دشمنان به آسانی از این مسیر نخواهند گذشت و در مقابل حتما سنگاندازیهای جدی خواهند داشت، در این راستا گفت: آخرین آن را شاهد هستیم كه از دیروز در آژانس بینالمللی انرژی هستهیی حركتی را شروع كردهاند كه كار بیسابقه و ظالمانهای است.
وی تصریح كرد: آنها میبینند؛ جمهوری اسلامی چنین ادعایی دارد و سند چشمانداز 20 ساله را مطرح كرده است، این یك سند واهی نیست، بلكه متكی بر واقعیتهایی است كه در اختیار دارد. اگر 25 سال پیش چنین سندی را تهیه میكردیم، به شدت مورد سوال و یك تهدید بود كه با چه قدرت و چه ظرفیتها و نیروهای انسانی چنین ادعایی را مطرح میكنید؟ اما امروز پاسخ همهی اینها داده شده است.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به این كه موفق شدهایم ساختار اسلامی را برای كشور طراحی، عملی و قانونی كنیم، ادامه داد: از قانون اساسی تا آییننامهها و تصویبنامهها و ساختار مدیریتی كشور بر محور اسلام تبیین شده و تنظیم شده كه این كار در هیچ جای دیگر انجام نشده است و الگویی در كشورهای دیگر ندارد.
دشمنان میخواهند محتوای انقلاب را زیر سوال ببرند
وی با بیان این كه پس از انقلاب اسلامی ایران هر كشور دیگری كه خواسته در این مسیر وارد شود، یا او را ممانعت كردهاند و یا نتوانسته است، افزود: اكنون ساختار مدیریت كشور ما از صدر تا ذیل، در مجموعهی احكام و مبانی اسلامی میگنجد و قابل تطبیق است. هرچند افراد خشك مقدس و بیاطلاعی هستند كه هنوز حرف میزنند و فكر میكنند كه ما اسلامی نیستیم و این از غلطهای القایی دشمنانی است كه میخواهند محتوای انقلاب ما را زیر سوال ببرند و گذشته را معیوب كنند؛ اینها آیندهای نخواهند داشت، جز اینكه گذشته را از دست بدهیم.
نغمههای ناسالمی مطرح میشود
نظیرعلمای بزرگ صدرانقلاب رابه آسانی نمیتوان به دست آورد
هاشمی رفسنجانی خاطرنشان كرد: آنچه با اتكا به امام و با پیشتازی روحانیت و حضور بسیار معنادار علمای بزرگ صدر انقلاب - كه نظیر آنها را به آسانی نمیتوان به دست آورد - و خبرگان قانون اساسی - كه این قانون اساسی را نوشتند و این ساختار را به وجود آوردند - ، یك هدیه الهی بود كه در تاریخ ایران اتفاق افتاد. از این پس هم مسیری كه انسانهای شیفتهی انقلاب كه در كوران انقلاب مانند فولاد آبدیده شدند، توانستند از این مسیر مشكل عبور كنند. امروز آسان است برای افراد كماطلاعی كه بگویند گذشتهی ما اسلامی نبود و این خطرهایی است كه دشمنان را خوشحال میكند. آنها به این موضوع دامن میزنند كه جمهوری اسلامی حرف بوده و مردمی كه این همه خون و شهید دادند، باید منتظر تحول دیگری بمانند؛ این نغمهی ناسالمی است كه در حال مطرح شدن است.
آیت الله هاشمی رفسنجانی اكبر هاشمی رفسنجانی در ادامهی خطبهی اول نماز جمعه تهران گفت: از لحاظ زیربنای ساختمانی كشور، كارهای بسیار عظیمی انجام شده كه سند چشمانداز به آنها متكی است. فراموش نكنید زمانی را كه مجموعهی دانشگاهیمان به اندازهی یك دهم نیاز كشور نبود؛ در حالی كه نیروهای تحصیلكرده باید كشور را بسازند و افراد كماطلاع نمیتوانند سرمایهی كشور پیشرفتهای باشند كه اسلام استحقاق آن را دارد. امروز نزدیك به چهار میلیون یعنی 3/5 میلیون دانشجو در كشور وجود دارد و سالانه بیش از 800 هزار دانشجو وارد مقاطع تحصیلی میشود. این یك حركت تاریخی در انسانسازی است كه به تامین نیروی انسانی و بالا آوردن سطح جامعه كمك خواهد كرد تا جامعه بتواند عالمانه و مناسب با زمان در مسیر پیشرفت حركت كند.
وی با بیان این كه در شرایط فعلی كشور به اندازهای كه از دبیرستانها دانشآموز فارغالتحصیل میشود، دانشگاههایمان جذب میكنند، در عین حال گفت: اما بر اساس عقبافتادگیهای گذشته، هنوز صفها را پشت كنكور طولانی میكند و البته نباید پیشرفت عظیم علمی و آموزشی كه بر اساس آن در اقصینقاط كشور مدرسه تعبیه شده را به عنوان مهمترین زیربنای كشور، نادیده گرفت.
خطیب جمعهی تهران ادامه داد: وقتی وارد بحث زیربناهای ساختمانی میشویم، اتوبانها، جادهها، بندرها و حمل و نقل كشور قابل مقایسه با سالهای گذشته نیست، امروز شاهد عظمت بزرگی در این بخش هستیم و در برنامهی چهارم نیز ظرفیتهایی در نظر گرفته شده است.
هاشمی رفسنجانی همچنین با اشاره به پیشرفتهایی كه طی این سالها در بخش صنعت ایجاد شده است، تصریح كرد: ما در گذشته همه چیز را وارد میكردیم. از هواپیما تا سوزن در كشور وارداتی بود، اما امروز توانایی تولید همهی نیازهای دفاعی، ساختمانی و مصرفی را داریم و تنها مشكل این است كه این ظرفیت بزرگ صنعت، بازار ندارد و ارتباط بازرگانی ما با دنیا ضعیف است؛ اگر آن را تكمیل كنیم، صنعت بزرگی برای دنیای اسلام خواهد بود.
وی با بیان این كه در بخش نفت و گاز - از زلزلهنگاری تا آخرین كارهای پاییندستی- همه در اختیار نیروهای خومان است، ادامه داد: البته از دیگران هم برای تعامل با جهان استفاده میشود، اما این قدرت در ایران وجود دارد. در پتروشیمی میبینیم كه امروز صحبت از 20 میلیون تن محصول پتروشیمی و طراحی برای 60 میلیون تن گازهایی كه در زمان رژیم گذشته با 6 میلیون بشكه تولید نفت، سوخت میشد است و اینها در خدمت صنعت گرفته شده و تبدیل به محصولات گرانقیمت و بیش از 10 هزار كارخانه از اینها تغذیه میشود.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین به صنایع و معادن فلزات اشاره كرد و گفت: همهی این موارد بومی شده و متعلق به مردم است. كشاورزی ما به جایی رسیده كه هر سال خبر خودكفایی در یك محصول مهم استراتژیك را شاهد هستیم. اگر به طرحهای توسعه در كشور عمل شده بود، امروز در سه موردی هم كه وابسته هستیم - قند و شكر، روغن نباتی و در چای - بینیاز و در كشاورزی كاملا مستقل و خودكفا میشدیم، البته اینها هم در مسیر خودكفایی است. در صنایع لبنی و دام و طیور شاهد هستیم كه حتی بیش از نیاز كشور همه چیز هست و یك كشور مستقل به همین معناست.
نگذاریم برخی خیل عظیم نیروهای ارزشمند كشور را بدنام كنند
وی با بیان این كه در سایر بخشهای زندگی نیز به خودكفایی رسیدهایم، خاطرنشان كرد: در صنعت ساختمان هیچ نیازی به خارج نداریم و همه چیز به اندازهی كافی در كشور وجود دارد، مهمتر از همه نیروهای با ارزش مدیریتی هستند كه در این دوره، در دانشگاه انقلاب و دفاع مقدس خدمت به مردم را آموختهاند؛ اگر یك یا چند مورد انسان منفرد كه حتی در خانهی انبیا هم در گذشته دیده میشدند میخواهند خیل عظیم نیروهای ارزشمندی كه مهمترین سرمایههای كشور هستند را بدنام كنند، نباید بگذاریم چنین شود.
هاشمی رفسنجانی تصریح كرد: كسانی كه در میدان خدمت به مردم و سازندگی كشور ساخته شدهاند را باید حفظ كرد و نباید گذاشت كه اینها را بدنام و یا دل مردم را نسبت به آنها خالی كنند. این خیانت بزرگی به كشور، انقلاب و آینده است؛ زیرا اگر نتوانیم این نیروها را حفظ كنیم، جای آنها را نمیتوانیم به آسانی با كسانی كه دیگر آن شرایط تربیتی برایشان فراهم نیست، پر كنیم.
استقلال دفاعی كشورمان را كمتر در كشورهای دیگر شاهدیم
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیروهای اصیل انقلاب و دستاوردهای این سالها را زیربناهای كشور برشمرد كه با صبر، جهاد و مبارزهی مردم به دست آمده است و گفت: چنین استقلال دفاعی كه در كشور ما وجود دارد را كمتر در كشورهای دیگر شاهد هستیم. همهی نیازهای دفاعیمان را از هواپیمای جنگی و تانك تا گلوله كلت را خودتان میسازید و بسیاری را صادر میكنیم و در دفاع مقدس طرحهای عظیمی را اجرا كردیم كه میتواند برای كشورهای بزرگ دنیا و دانشگاهها به صورت درس مطرح شود؛ مثل عبور از اروند و یا قلههای پربرف منطقهی حلبچه. اینها چیزهایی نیست كه در تاریخ نظامی دنیا بتوان به آنها بیتوجه بود. اگر اینها را آلمانها انجام میدادند، حتما موضوع درس كلاسها میشد اما چون بچههای شما انجام دادند، با دشمنیهایی كه وجود دارد فراموش میشود.
وی با بیان این كه درصدد طرح دستاوردهای انقلاب نیست، اظهار داشت: اما كشور ما با چنین زمینهای وارد مرحلهی جدیدی میشود كه مبانی آن كاملا قانونی است و سند چشمانداز 20 ساله است. به طور درازمدت معتبر است و كسی به آسانی نمیتواند آن را تغییر دهد، حق نظارت بر اجرای این اسناد مهم است. بنابراین راه توسعه، پیشرفت و هدف مقدس سند چشمانداز كه موقعیت اول و ممتاز در منطقه را برای ما ترسیم میكند، آماده است.
هاشمی رفسنجانی اظهار امیدواری كرد كه این هدف را در موقع خود به صورت زمانبندی شده، تحقق خواهیم بخشیم اما بدانید كه دشمنان ما تلاش خواهند كرد ما را از این مسیر منحرف كنند كه موفق نخواهند شد.
ایران بیش از حد نجابت داشته است
اكبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خطبهی دوم نماز جمعهی تهران با اشاره به تصمیم روز گذشتهی آژانس بینالمللی انرژی هستهیی اظهار داشت: این موضوع را ساده نگیرید. این مسالهی بسیار مهمی است و احتمالا منطقه و كشور ما را در شرایط جدیدی قرار خواهد داد و صفحهی جدیدی را در تاریخ انقلاب ما ایجاد خواهد كرد.
وی افزود: حیرتانگیز است كه 35 كشور در آنجا حضور داشتند و برخی از این كشورها در مراحل اولیه از ما طرفداری كردند و دو روز هم به صورت ظاهر كنفرانس را معطل كردند و مخالفت نشان دادند، اما شاهد بودیم كه با اجماع، همان چیزی كه سه كشور اروپایی و در حقیقت آمریكا خواهان آن بود، به صورت تصمیم اتخاذ شد و مخالفتی با آن صورت نگرفت و باید دید كه این موضوع را چهطور تفسیر و چگونه با آن برخورد كرد.
خطیب جمعهی تهران ادامه داد: تصمیم آژانس تصمیم ظالمانهای است. بر اساس آنچه مبنای همین مركز است، نه تنها ایران بلكه همهی كشورها حق دارند كه در جریان استفاده از مصالح صلحآمیز، این دانش روز و دانش پیشتاز و سرنوشتساز قرار گیرند و اگر میتوانند استفاده كنند و ایران كاری غیر از این نكرده است و حال ما را از چنین حقی منع میكنند.
وی افزود: ما مقدمات غنیسازی یك مادهی معدنی كه در خاكمان و در اعماق چند هزار متری زمین ما وجود دارد را فراهم میكنیم تا بتوانیم از این انرژی برای مصارف صلحآمیز از جمله پزشكی، كشاورزی و بحثهای دیگر علمی استفاده كنیم و همهی مقررات نظارت را نیز پذیرفتهایم و حتی پیش از تصویب این الحاقیه در مجلس، آن را اجرایی كردهایم.
هاشمی رفسنجانی با تاكید بر اینكه ایران تا كنون بیش از حد لازم همكاری و نجابت كرده است، تصریح كرد: مدت طولانی است كه به اسم جلب اعتماد دیگران، تاسیسات خود را تعطیل كردهایم و عدهی زیادی از انسانهای تحصیلكرده و اهل كار تقریبا بیكار منتظر انجام به كار این مراكز بودند و فكر نمیكردیم كه در یك مركز جهانی و در مقابل چشم همهی دنیا با اجماع تصویب كنند كه ایران باید همهی اینها را تعلیق كند و به دورهی قبل برگردد و آنها میگویند كه ایران در آینده نباید به این سمت حركت كند.
وی افزود: كسانی كه واسطه هستند به ما میگویند فعلا تعلیق كنید تا اعتمادسازی انجام شود. اما تا كنون مشخص شده كه نمیتوان بیش از این كار برای اعتمادسازی كرد و بیش از این كسی نمیتواند همه چیز را شفاف به دنیا ارایه دهد و همه جا را برای بازرسی و نظارت باز كند.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاكید كرد: قدرتهایی كه پشت این برنامه هستند فكر میكنند پیروزند و ایران را در اینجا زمینگیر كردهاند و به عقب برگرداندهاند و حتی تهدید هم میكنند و این روزها شاهدیم كه اسرائیل و آمریكا حتی مسالهی جنگ علیه ایران را مطرح كردهاند. در عراق دو ادعای ناحق علیه ما یكی از سوی رامسفلد وزیر خارجهی آمریكا مطرح شد، مبنی بر اینكه اخیرا سلاحهایی در عراق گرفتهایم كه مربوط به ایرانیهاست و انگلیس هم ادعا كرد كه در بصره چنین چیزی گرفتهایم و به دروغ ادعا كردند كه ما به عراق سلاح میفرستیم؛ در حالی كه میدانند سهم زیادی از پیشرفتهای مردم عراق به سمت دموكراسی و مجلس و انتخابات و حتی امنیت و امكانات و بردن امكانات برای زندگی مردم، مربوط به ایرانیهاست و ما غیر از خدمت به آرامش عراق كاری نمیكنیم و نخواهیم كرد.
هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: ما تحلیل عمیق داریم كه آرامش عراق به نفع ماست و دو ملت باید با هم در صلح و صفا زندگی كنند و آنها به این موارد واقف هستند و مواقعی هم تشكر كردهاند.
وی افزود: زمانی مسالهی عراق را علیه ایران بزرگ و زمانی در لبنان چنین مسایلی را مطرح میكنند. در مسایل هستهیی هم چنین عمل كردند و تهدید نظامی را آنچنان مطرح میكنند. اینها گمان میكنند كه پیروزند ولی اشتباه میكنند. به آنها میگویم كه بدانید ایران جایی نیست كه بتوانید مثل عراق یا لیبی با آن رفتار كنید.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به دشمنان ایران ادامه داد: ممكن است كه ما را مقداری معطل كنید اما تصمیمی كه در ایران گرفته شده كاملا غیرقابل برگشت است. ممكن است بخواهید ما را سرگرم كنید و نگذارید ایران به اهداف چشمانداز 20 سالهی خود برسد و مسیر توسعهی داناییمحور را طی كند، ولی اشتباه میكنید.
وی گفت: آنها(دشمنان) 25 سال است كه چنین آزمونی را با ما انجام دادهاند ولی هم به ما ضرر زدند و هم خود متضرر شدند. به مدیران داخلی توصیه میكنم كه با تدبیر با مساله برخورد كنند و به كسانی كه از خارج این كارها را انجام میدهند نیز توصیه میكنم كه با منطقه و ایران و مسایل انرژی و صنعت و دانش اینگونه برخورد نكنند. اینها چیزی است كه میتواند نتیجهی موقت داشته باشد اما در درازمدت گران تمام خواهد شد.
وی اظهار امیدواری كرد كه مردم ایران هوشیارانه در میدان بمانند و نگذارند این حق بزرگ را از آنها بربایند.
قدامات حضرت هادی(ع) را قابل بحث و مطالعه و متناسب با زمان ما دانست
به گزارش ایسنا، خطیب جمعهی این هفتهی تهران در ابتدای خطبهی دوم نماز جمعه و در سالگرد شهادت امام هادی(ع) به ذكر نكاتی دربارهی این امام بزرگوار پرداخت.
وی گفت: حضرت هادی (ع) در یكی از حساسترین قطعات تاریخ اسلام، مسوولیت بزرگی را بر عهده داشتند و به بهترین وجه توانستند این مسوولیت را انجام دهند. ایشان در سن كودكی به منسب امامت رسیدند و در روستایی در چند مایلی مدینه كه جد بزرگوارشان حضرت موسی ابن جعفر مزرعهای را ساخته بودند متولد شدند و در دوران كودكی به آنجا بسیار رفت و آمد داشتند و همان جا را به عنوان وسیلهی معاش خانواده استفاده میكردند و بعد از شهادت پدر در مدینه در بین مردم بودند.
وی افزود: در دوران شروع انحطاط خلافت عباسی قرار گرفتند و حدود هفت خلیفه در زمان ایشان آمدند و رفتند. بعد از دوران مامون كه دوران عظمت خلافت اسلامی است، مهمترین مشكلات اسلام در آن زمان، جریانات فكری بود كه فضای تفكر اسلامی را مسموم كرده بود و جریانهای سیاسی نیز دچار مشكل بودند و هیچ سلیقهی مستقل صاحب فكر و شخصیت اسلامی حاكم نبود.
هاشمی رفسنجانی با ترسیم فضای فكری و سیاسی آن زمان گفت: در چنین شرایطی امام هادی (ع) به امامت رسیده بود و ایشان مرشد جهان اسلام بودند و باید همهی گرایشات فكری را به سمت اسلام ناب هدایت میكردند. از لحاظ سیاسی نیز گرفتار دربار كثیف خلفای آن زمان بودند كه راه درستی را تحمل نمیكردند. ایشان در مدینه بسیار محبوب بودند و از لحاظ فكری و اقتصادی پشتوانهی مردم بودند و شر خلفا را از سر مردم كم میكردند.
وی اقدامات حضرت هادی(ع) را قابل بحث و مطالعه و متناسب با زمان ما دانست كه لازم است روی آنها كار و مطالعه شود.
هاشمی رفسنجانی گفت: ما در زمان مبارزاتمان پیش از انقلاب یكی از منابع مهممان برای تجهیز نیروهای انقلابی همین بحثها و مطالعات بود و در آن زمان حوزه بیش از اكنون به دلیل نیاز زمانه با این مسایل آشنا بود و امروز نیز لازم است كه با وجود متفاوت شدن زمان، به این مسایل توجه شود و این قطعهی تاریخ به عنوان یك قطعهی تاریخ انسانساز و حافظ انقلاب باید مورد توجه قرار گیرد.
منبع : ایسنا
نوشته شده توسط ALI در شنبه 22 مرداد 1384 و ساعت 12:08 ق.ظ
<بی حسین شراب و نماز یكی است - زنده یاد دكترعلی شریعتی
زنده یاد دكتر علی شریعتی بی حسین شراب و نماز یكی است ...خواهران، برادران! اكنون شهیدان مردهLاند، و ما مردهLها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستیم، آنها كه گستاخی آنL را داشتند كه ـ وقتی نمیLتوانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بیLشرمان ماندیم، صدها سال است كه ماندهLایم. و جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ میLگرییم، و این یك ستم دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم. امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی كه بشریت آفریده است، حیات بخش ترین مادهLهایی كه به تاریخ، حیات و تپش و تكان میLدهد، و خدایی ترین درسهایی كه به انسان میLآموزد كه میLتواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و میراث همه این سرمایهLهای عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده است. ما وارث عزیزترین امانتLهایی هستیم كه با جهادها و شهادتLها و با ارزشLهای بزرگ انسانی، در تاریخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اینهمه هستیم، و ما مسؤول آن هستیم كه امتی بسازیم از خویش، تا برای بشریت نمونه باشیم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا» خطاب به ماست. ما مسئول این هستیم كه با این میراث عزیز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ایمانمان و كتابمان، امتی نمونه بسازیم تا برای مردم جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد. رسالتی به این سنگینی، رسالت حیات و زندگی و حركت بخشیدن به بشریت، بر عهده ماست، كه زندگی روزمرهLمان را عاجزیم! خدایا! این چه حكمت است؟ و ما كه در پلیدی و منجلاب زندگی روزمره جانوریمان غرقیم، باید سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكانی باشیم كه در كربلا برای همیشه، شهادتشان و حضورشان را در تاریخ و در پیشگاه خدا و در پیشگاه آزادی به ثبت رساندهLاند. خدایا این باز چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟ اكنون شهیدان كارشان را به پایان رساندهLاند. و ما شب شام غریبان میLگرییم، و پایانش را اعلام میLكنیم و میLبینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ او كه میLخواست این داستان به پایان برسد. اكنون شهیدان كارشان را به پایان بردهLاند و خاموش رفتهLاند، همهLشان، هر كدامشان، نقش خویش را خوب بازی كردهLاند. معلم، مؤذن، پیر، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافی و كودك، هر كدام به نمایندگی و بهLعنوان نمونه و درسی به همه كودكان و به همه پیران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردنی به این زیبایی و با اینهمه حیات را انتخاب كردهLاند. اینها دو كار كردند، این شهیدان امروز دو كار كردند، از كودك حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند كه باید چگونه زندگی كنند ـ اگر میLتوانند ـ و چگونه بمیرند ـ اگر نمیLتوانند. این شهیدان كار دیگری نیز كردند: شهادت دادند با خون خویش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند، در محكمه تاریخ انسان. هر كدام به نمایندگی صنف خودشان. شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاریخ بشری ـ نظامی كه سیاست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و اندیشه را و احساس را و اخلاق را و بشریت را همه را ابزار دست میLكند تا انسانLها را قربانی مطامع خود كند و از همه چیز پایگاهی برای حكومت ظلم و جور و جنایت بسازد ـ همه گروهLهای مردم و همه ارزشLهای انسانی محكوم شده است. یك حاكم است بر همه تاریخ، یك ظالم است كه بر تاریخ حكومت میLكند، یك جلاد است كه شهید میLكند و در طول تاریخ، فرزندان بسیاری قربانی این جلاد شدهLاند، و زنان بسیاری در زیر تازیانهLهای این جلاد حاكم بر تاریخ، خاموش شدهLاند، و به قیمت خونهای بسیار، آخور آباد كردهLاند و گرسنگیLها و بردگیLها و قتل عامLهای بسیار در تاریخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها. و اكنون حسین (ع) با همه هستیLاش آمده است تا در محكمه تاریخ، در كنار فرات شهادت بدهد: شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاریخ. شهادت بدهد به نفع محكومان این جلاد حاكم بر تاریخ. شهادت بدهد كه چگونه این جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاریخ میLخورده است.با علی اكبر (ع) شهادت بدهد! و شهادت بدهد كه در نظام جنایتL و در نظامهای جنایت چگونه قهرمانان میLمردند. با خودش شهادت بدهد! و شهادت بدهد كه در نظام حاكم بر تاریخ چگونه زنان یا اسارت را باید انتخاب میLكردند و ملعبه حرمسراها میLبودند یا اگر آزاد باید میLماندند باید قافلهLدار اسیران باشند و بازمانده شهیدان، با زینبش! و شهادت بدهد كه در نظام ظلم و جور و جنایت، جلاد جائر بر كودكان شیرخوار تاریخ نیز رحم نمیLكرده است. با كودك شیرخوارش! و حسین (ع) با همه هستیLاش آمده است تا در محكمه جنایت تاریخ بهL سود كسانی كه هرگز شهادتی به سودشان نبوده است و خاموش و بی دفاع میLمردند، شهادت بدهد. اكنون محكمه پایان یافته است و شهادت حسین (ع) و همه عزیزانش و همه هستیLاش با بهترین امكانی كه در اختیار جز خدا هست، رسالت عظیم الهیLاش را انجام داده است. دوستان! در این تشیعی كه، اكنون به این شكل كه میLبینیم درآمده است و هر كس بخواهد از آن تشیع راستین جوشان بیدار كننده، سخن بگوید، پیش از دشمن، به دست دوست قربانیش میLكنند، درسهای بزرگ و پیامهای بزرگ، و غنیمتLهای بسیار و ارزشLهای بزرگ و خدایی و سرمایهLهای عزیز و روحLهای حیات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاریخ نهفته است. یكی از بهترین و حیاتLبخشLترین سرمایهLهایی كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است. ما از وقتی كه، بهLگفته جلال «سنت شهادت را فراموش كردهLایم، و به مقبرهLداری شهیدان پرداختهLایم، مرگ سیاه را ناچار گردن نهادهLایم» و از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه بهLجای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شدهLاند و بس، در عزای همیشگی ماندهLایم! چه هوشیارانه دگرگون كردهLاند پیام حسین (ع) را و یاران بزرگ و عزیز و جاویدش را، پیامی كه خطاب به همه انسانهاست. این كه حسین (ع) فریاد میLزند ـ پس از این كه همه عزیزانش را در خون میLبیند و جز دشمن و كینه توز و غارتگر در برابرش نمیLبیند ـ فریاد میLزند كه «آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، Lسؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سؤال انتظار حسین (ع) را از عاشقانش بیان میLكند و دعوت شهادت او را به همه كسانی كه برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام میLنماید. اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین (ع) را ـ كه «شیعه میLخواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه میLطلبد ما خاموش كردیم به این عنوان كه به مردم گفتیم كه حسین (ع) اشك میLخواهد. ضجه میLخواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار میLخواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و «پیرو». آری، این چنین به ما گفتهLاند و میLگویند! هر انقلابی دو چهره دارد: چهره اول: Lخون، چهره دوم: پیام. و شهید یعنی حاضر، كسانی كه مرگ سرخ را به دست خویش به عنوان نشان دادن عشق خویش به حقیقتی كه دارد میLمیرد و به عنوان تنها سلاح برای جهاد در راه ارزشهای بزرگی كه دارد مسخ میLشود انتخاب میLكنند، شهیدند حی و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پیشگاه خدا كه در پیشگاه خلق نیز و در هر عصری و قرنی و هر زمان و زمینی. و آنها كه تن به هر ذلتی میLدهند تا زنده بمانند، مردهLهای خاموش و پلید تاریخند، و ببینید كه آیا كسانی كه سخاوتمندانه با حسین (ع) به قتلگاه خویش آمدهLاند و مرگ خویش را انتخاب كردهLاند، در حالی كه صدها گریزگاه آبرومندانه برای ماندنشان بود، و صدها توجیه شرعی و دینی برای زنده ماندنشان بود، توجیه و تاویل نكردهLاند و مردهLاند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه برای ماندشان تن به ذلت و پستی رها كردن حسین (ع) و تحمل كردن یزید دادند؟ كدام هنوز زندهLاند؟ هركس زنده بودن را فقط در یك لش متحرك نمیLبیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین (ع) را با همه وجودش میLبیند، حس میLكند و مرگ كسانی را كه به ذلتLها تن دادهLاند، تا زنده بمانند، میLبیند. آنها نشان دادند، شهید نشان میLدهد و میLآموزد و پیام میLدهد كه در برابر ظلم و ستم، ای كسانی كه میLپندارید: «نتوانستن از جهاد معاف میLكند»، و ای كسانی كه میLگویید: «پیروزی بر خصم هنگامی تحقق دارد كه بر خصم غلبه شود»، نه! شهید انسانی است كه در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن، با مرگ خویش بر دشمن پیروز میLشود و اگر دشمنش را نمیLكشد، رسوا میLكند. و شهید قلب تاریخ است، همLچنانLكه قلب به رگهای خشك اندام، خون، حیات و زندگی میLدهد. جامعهLای كه رو به مردن میLرود، جامعهLای كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش از دست دادهLاند و جامعهLای كه به مرگ تدریجی گرفتار است، جامعهLای كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعهLای كه احساس مسؤولیت را از یاد برده است، و جامعهLای كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است، و تاریخی كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است، شهید همچون قلبی، به اندامLهای خشك مرده بیLرمق این جامعه، خون خویش را میLرساند و بزرگLترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل،L ایمان جدید به خویشتن را میLبخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید. كی غایب است؟ حسین (ع) یك درس بزرگLتر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمهLتمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد كردند. این حج را نیمهLتمام میLگذارد و شهادت را انتخاب میLكند، مراسم حج را به پایان نمیLبرد تا به همه حجLگزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است. در آن لحظه كه حسین (ع) حج را نیمهLتمام گذاشت و آهنگ كربلا كرد، كسانی كه به طواف، همLچنان در غیبت حسین، ادامه دادند، مساوی هستند با كسانی كه در همان حال، بر گرد كاخ سبز معاویه در طواف بودند، زیرا شهید كه حاضر نیست در همه صحنهLهای حق و باطل، در همه جهادهای میان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، میLخواهد با حضورش این پیام را به همه انسانLها بدهد كه وقتی در صحنه نیستی، وقتی از صحنه حق و باطل زمان خویش غایبی، هركجا كه خواهی باش! وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی كه شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعهLات نیستی، هركجا كه میLخواهی باشد، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یكی است. شهادت «حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ» است. و غیبت؟! آنهایی كه حسین (ع) را تنها گذاشتند و از حضور و شركت و شهادت غایب شدند، اینها همه با هم برابرند، هرسه یكیLاند: چه آنهایی كه حسین (ع) را تنها گذاشتند تا ابزار دست یزید باشد و مزدور او، و چه آنهایی كه در هوای بهشت، به كنج خلوت عبادت خزیدند و با فراغت و امنیت، حسین (ع) را تنها گذاشتند و از درد سر حق و باطل كنار كشیدند و در گوشه محرابLها و زاویه خانهLها به عبادت خدا پرداختند و چه آنهایی كه مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زیرا در آنLجا كه حسین(ع) حضور دارد ـ و در هر قرنی و عصری حسین (ع) حضور دارد ـ هركس كه در صحنه او نیست، هركجا كه هست، یكی است، مؤمن و كافر، جانی و زاهد، یكی است. این است معنا این اصل تشیع كه قبول هر عملی یعنی ارزش هر عملی به امامت و به رهبری و به ولایت بستگی دارد! اگر او نباشد، همه چیز بیLمعناست و میLبینیم كه هست. و اكنون حسین حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسلLها، در همه جنگLها و در همه جهادها، در همه صحنهLهای زمین و زمان اعلام كرده است، در كربلا مرده است تا در همه نسلLها و عصرها بعثت كند. و تو، و من، ما باید بر مصیبت خویش بگرییم كه حضور نداریم. آری، هر انقلابی دو چهره دارد؛ خون و پیام! رسالت نخستین را حسین(ع) و یارانش امروز گزاردند، رسالت خون را، رسالت دوم، رسالت پیام است. پیام شهادت را به گوش دنیا رساندن است. زبان گویای خونهای جوشان و تنLهای خاموش، در میان مردگان متحرك بودن است. رسالت پیام از امروز عصر آغاز میLشود. این رسالت بر دوشLهای ظریف یك زن، «زینب» (س)! ـ زنی كه مردانگی در ركاب او جوانمردی آموخته است! ـ و رسالت زینب (س) دشوارتر و سنگینLتر از رسالت برادرش. آنهایی كه گستاخی آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زدهLاند، اما كار آنها كه از آن پس زنده میLمانند دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پیLاش، وصفLهای دشمن، تا افق، در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش، وارد شهر میLشود، از صحنه برمیLگردد، آن باغهای سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوی گلهای سرخ به مشام میLرسد، وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادی شده است، آرام، پیروز، سراپا افتخار، بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور، و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد میLزند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد: افتخار نبوت، افتخار شهادت...» زینب رسالت رساندن پیام شهیدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است، زیرا پس از شهیدان او به جا مانده است و اوست كه باید زبان كسانی باشد كه به تیغ جلادان زبانشان برده است. اگر یك خون پیام نداشته باشد، در تاریخ گنگ میLماند و اگر یك خون پیام خویش را به همه نسلLها نگذارد، جلاد، شهید را در حصار یك عصر و یك زمان محبوس كرده است. اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ میLماند، و كسانی كه به این پیام نیازمندند از آن محروم میLمانند، و كسانی كه با خون خویش، با همه نسلLها سخن میLگویند، سخنشان را كسی نمیLشنود. این است كه رسالت زینب سنگین و دشوار است. رسالت زینب پیامی است به همه انسانLها، به همه كسانی كه بر مرگ حسین(ع) میLگریند و به همه كسانی كه در آستانه حسین سر به خضوع و ایمان فرود آوردهLاند، و به همه كسانی كه پیام حسین(ع) را كه «زندگی هیچ نیست جز عقیده و جهاد» معترفند؛ پیام زینب به آنهاست كه: «ای همه! ای هركه با این خاندان پیوند و پیمانداری، و ای هركس كه به پیام محمد مؤمنی، خود بیندیش، انتخاب كن! در هر عصری و در هر نسلی و در هر سرزمینی كه آمدهLای، پیام شهیدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفتهLاند: كسانی میLتوانند خوب زندگی كنند كه میLتوانند خوب بمیرند. بگو ای همه كسانی كه به پیام توحید، به پیام قرآن، و به راه علی (ع) و خاندان او معتقدید، خاندان ما پیامشان به شما، ای همه كسانی كه پس از ما میLآیید، این است كه این خاندانی است كه هم هنر خوب مردن را، زیرا هركس آنLچنان میLمیرد كه زندگی میLكند. و پیام اوست به همه بشریت كه اگر دین دارید، «دین» و اگر ندارید «حریت» ـ آزادگی بشر ـ مسؤولیتی بر دوش شما نهاده است كه به عنوان یك انسان دیندار، یا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهید حق و باطلی كه در عصر خود درگیر است، باشید كه شهیدان ما ناظرند، آگاهند، زندهLاند و همیشه حاضرند و نمونه عملLاند و الگویLاند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسانLاند.» و شهید، یعنی به همه این معانی. هر انقلابی دو چهره دارد: خون و پیام و هركسی اگر مسؤولیت پذیرفتن حق را انتخاب كرده است و هر كسی كه میLداند مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنهLها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آنLچنان مردن را، یا اینLچنین ماندن را. اگر نمیLخواهد از صحنه غایب باشد. عذر میLخواهم، در هر حال وقت گذشته است و دیگر فرصت نیست و حرف بسیار است و چگونه میLشود با یك جلسه، از چنین معجزهLای كه حسین در تاریخ بشر ساخته است و زینب پرداخته است، سخن گفت؟ آنLچه میLخواستم بگویم حدیث مفصلی است كه در این مجمل میLگویم به عنوان رسالت زینب، «پس از شهادت» كه: «آنها كه رفتند، كاری حسینی كردند، و آنها كه ماندند، باید كاری زینبی كنند، وگرنه یزیدیLاند»!... منبع: مؤسسه دكتر شریعتی
نوشته شده توسط ALI در جمعه 21 مرداد 1384 و ساعت 11:08 ق.ظ